آنچه رهبران می توانند از 1000 روز اول چت آموختند
نظرات بیان شده توسط همکاران کارآفرین خودشان هستند.
این ماه سپتامبر 1000 روز از زمان ورود چتپپ به آگاهی عمومی می رسد. در آن زمان کوتاه ، جهان دستخوش تغییر لرزه ای شده است. هوش مصنوعی ، هنگامی که یک کلمه کلیدی ، به یک نیروی اساسی تبدیل شده است – تغییر شکل گردش کار ، برنامه های هیئت مدیره و کل صنایع. هیچ سازمانی یا کشور ، بزرگ یا کوچک ، مصون نبود. AI تولیدی ، در کنار مدل های کلود ، جمینی و منبع باز ، فقط ویژگی هایی را اضافه نکرده است. این سرعت نوآوری را مجدداً تنظیم کرده ، شکاف عملکرد را گسترده تر کرده و در معرض دید قرار می گیرد که چند موسسه مجهز شده اند تا آزمایشات را به اجرا تبدیل کنند.
در سراسر عمودی – از آموزش و شرکت گرفته تا داروسازی و بخش عمومی – یک بینش ثابت شده است: سازمان هایی که با هوش مصنوعی رشد می کنند با ابزارهایی شروع نمی شوند. آنها با مردم شروع می شوند.
از زمان انتشار ChatGPT ، من با صدها سازمان در سراسر جهان به عنوان سخنران اصلی هوش مصنوعی ، مشاور تحول و مشاور استراتژیک همکاری کردم. کار من شامل ارائه کلید های کلید ، تسهیل کارگاه های نوآوری هوش مصنوعی و هدایت رهبران C-Suite در صنایع از طریق تلاطم پذیرش هوش مصنوعی است. از شرکت های جهانی و دانشگاه های برتر گرفته تا دولت های ملی و پیشگامان بیوتکنولوژی ، همان الگوهای – و همان موانع جاده ای – پدید آمده است.
این مقاله سریال “1000 روز از هوش مصنوعی” را باز می کند: یک اکتشاف عملی و متقاطع از آنچه AI قبلاً تغییر کرده است ، چه چیزی در پیش است و چه رهبران باید اکنون برای ایجاد تراز ، اعتماد و حرکت در عصر سیستم های هوشمند انجام دهند.
مرتبط: جهان بین کسانی که از چتپ استفاده می کنند برای بهتر شدن ، باهوش تر ، ثروتمندتر – و همه افراد دیگر تقسیم می شود
این یک پروژه IT نیست
بسیاری از سازمان ها سفر هوش مصنوعی خود را با برون سپاری آن به آن آغاز کردند. ابزارهای تولیدی مانند ChatGPT به CIO تحویل داده شد. از نقشه ها درخواست شد. خلبانان اعلام شدند. سیستم عامل ها مقایسه شدند. در همین حال ، حرکت متوقف شد.
در مقابل ، سازگار ترین سازمانها با درگیر کردن کارمندان آغاز شد. آنها به گردش کار نگاه می کردند ، نه پشته های فنی. آنها پرسیدند: اصطکاک کجا زندگی می کند ، و چه کسی آن را به بهترین وجه درک می کند؟ سپس آنها اسپرینت های داخلی را برای حل مشکلات معنی دار راه اندازی کردند. همه چیز مقیاس پذیر نیست ، اما آنچه نشان داد فرصت واقعی در کجا نهفته است.
هوش مصنوعی داشبورد یا چت باب نیست. این یک کاتالیزور در سطح سیستم است. این بخش را لمس می کند – حقوقی ، منابع انسانی ، امور مالی ، عملیات ، بازاریابی. این سؤالاتی در مورد اخلاق ، پاسخگویی و آینده کار ایجاد می کند. این امر به سازمانها نیاز دارد تا از فکر کردن در سیلوها جلوگیری کنند و کار خود را در سراسر آنها آغاز کنند.
مؤثرترین تحول از عرشه های استراتژی حاصل نمی شود. این از طرف افرادی است که به آنها اعتماد می کنند تا دوباره به کار روزانه خود بپردازند. وقتی سازمان ها فضایی را برای این نوع تفکر ایجاد می کنند ، حرکت به دنبال می آید.
دوران داخل دهانی وارد شده است
برخی از تأثیرگذارترین برنامه های هوش مصنوعی در 1000 روز گذشته از رهبری ارشد یا مشاوران خارجی حاصل نشده است. آنها از درون آمدند. کارمندانی که متوجه ناکارآمدی شده بودند ، ابزارهای تولیدی را آزمایش کردند و راهی بهتر برای پیش رو پیدا کردند. این تغییر دهنده های داخلی – Intrapreneurs – در حال بازسازی سازمان های خود از داخل به بیرون هستند.
در طول جلسات استراتژی که من رهبری کرده ام ، اغلب نماینده پشتیبانی مشتری است که یک پایگاه دانش با هوش مصنوعی ایجاد می کند ، تحلیلگر انطباق که از مدل های بزرگ زبان برای خودکارسازی مستندات یا استادی استفاده می کند که درجه بندی را بازسازی می کند. اینها لحظات جداگانه نیستند. آنها استاندارد جدید نوآوری هستند.
چابک ترین سازمانها این تلاش ها را در اوایل انجام می دهند ، رفتار و مقیاس آنچه را که کار می کند پاداش می دهد. آنها منتظر ابتکارات رسمی نیستند. آنها فرهنگ هایی را می سازند که مجوز با مشارکت جایگزین می شود. و آنها به سرعت حرکت می کنند – نه بی پروا ، بلکه با اعتماد به نفس.
مرتبط: چگونه “intrapreneurs” شرکتی می تواند قدرت هوش مصنوعی را برای تغییر مشاغل خود به دست آورد و شغل خود را فوق العاده کند
AI چند برابر فرهنگ است
هوش مصنوعی فرهنگ را تغییر نمی دهد – آن را منعکس می کند. سازمانی که در استحکام و کنترل وجود دارد ، بیشتر از همین موارد را تجربه خواهد کرد. یکی بر روی کنجکاوی ، همکاری و شفافیت سریعتر مقیاس می یابد ، سریعتر یاد می گیرد و بازار را هدایت می کند.
سازمانهای با بالاترین عملکرد با یک اصل واضح شروع می شوند: تراز قبل از شتاب. آنها از کارمندان می پرسند که چه چیزی آنها را کند می کند و سپس بر روی پاسخ ها عمل می کنند. آنها نمودارهای org استاتیک را با تیم های عملکردی متقابل جایگزین می کنند. آنها از سیاست ها به نمونه های اولیه منتقل می شوند.
حاکمیت یک نتیجه نیست – در این روند تعبیه شده است. حقوقی ، منابع انسانی و انطباق مسدود کننده نیستند. آنها شرکای طراحی هستند. آنها با هم سیستمهایی را می سازند که از روز اول اخلاقی ، فراگیر و مقیاس پذیر هستند.
AI فقط یک ابزار ابزار نیست. این یک چالش رهبری است. سازمان هایی که برای دیدار با آن بالا می روند ، اعتماد و تحول را به صورت موازی ایجاد می کنند.
اکنون چه کار می کند
پس از ارائه صدها کلید هوش مصنوعی و همکاری با سازمان ها در سراسر جهان ، مجموعه جدیدی از اصول موفقیت پدید آمده است:
-
با کارمندان شروع کنید. کسانی که نزدیک به کار هستند ، اصطکاک و نحوه رفع آن را درک می کنند.
-
توزیع توانایی. آموزش را به تیم های فنی محدود نکنید. بهترین ایده ها اغلب از منابع انسانی ، حقوقی و دارایی ناشی می شوند.
-
اسپرینت های AI را مانند طراحی کسب و کار اجرا کنید. اینها خلبانان نرم افزاری نیستند. آنها آزمایش های سریع به روش های جدید کار هستند.
-
حاکمیت را همکاری کنید. نگهبان های اخلاقی و انطباق با – نه پس از – تجارت ایجاد کنید.
-
برنده های داخلی مقیاس. داستان های موفقیت را به اشتراک بگذارید. ایجاد شبکه های داخل رحمی. حرکت را به عضله تبدیل کنید.
این شیوه ها مشتاق نیستند. آنها در حال حاضر نتایج قابل اندازه گیری را برای سازمانهایی که مایل به هدایت این تغییر هستند ، ایجاد می کنند.
مرتبط: بینش نوآوری 2025 AI – درسهایی که از بیش از 127 جلسه جهانی صحبت آموخته شده است
1000 روز آینده خواستار جسارت است
مرحله آزمایش به پایان رسیده است. 1000 روز آینده به عمق ، سرعت و تراز نیاز دارد. خلبانان باید به سیستم عامل تبدیل شوند. استراتژی باید فراتر از عرشه ها و به اقدام روزانه باشد.
شکاف واقعی دیگر بین پذیرندگان AI و شکاک نیست. این بین کسانی است که هوش مصنوعی را در فرهنگ و تصمیم گیری ادغام می کنند-و کسانی که به سادگی ابزارهایی را بدون تغییر سیستم در اطراف خود مستقر می کنند.
آنچه رهبری را در این موج بعدی تعریف می کند ، فناوری نیست. این توانایی ایجاد اعتماد به هوش مصنوعی ، اتصال تیم های خاموش و طراحی مجدد کار در مقیاس است. آینده کار در حال رسیدن است. سازمان هایی که اکنون عمل می کنند آن را شکل می دهند.
کسانی که با شجاعت و وضوح حرکت می کنند ، شکوفا می شوند. دیگران خود را بخشی از داستان موفقیت شخص دیگری خواهند یافت.
در مرحله بعدی در سریال “1000 روز AI”: چگونه AI در حال تغییر آموزش است – و چه مدارس ، دانشکده ها و دانش آموزان باید اکنون برای ماندن در حال انجام باشند.
این ماه سپتامبر 1000 روز از زمان ورود چتپپ به آگاهی عمومی می رسد. در آن زمان کوتاه ، جهان دستخوش تغییر لرزه ای شده است. هوش مصنوعی ، هنگامی که یک کلمه کلیدی ، به یک نیروی اساسی تبدیل شده است – تغییر شکل گردش کار ، برنامه های هیئت مدیره و کل صنایع. هیچ سازمانی یا کشور ، بزرگ یا کوچک ، مصون نبود. AI تولیدی ، در کنار مدل های کلود ، جمینی و منبع باز ، فقط ویژگی هایی را اضافه نکرده است. این سرعت نوآوری را مجدداً تنظیم کرده ، شکاف عملکرد را گسترده تر کرده و در معرض دید قرار می گیرد که چند موسسه مجهز شده اند تا آزمایشات را به اجرا تبدیل کنند.
در سراسر عمودی – از آموزش و شرکت گرفته تا داروسازی و بخش عمومی – یک بینش ثابت شده است: سازمان هایی که با هوش مصنوعی رشد می کنند با ابزارهایی شروع نمی شوند. آنها با مردم شروع می شوند.
از زمان انتشار ChatGPT ، من با صدها سازمان در سراسر جهان به عنوان سخنران اصلی هوش مصنوعی ، مشاور تحول و مشاور استراتژیک همکاری کردم. کار من شامل ارائه کلید های کلید ، تسهیل کارگاه های نوآوری هوش مصنوعی و هدایت رهبران C-Suite در صنایع از طریق تلاطم پذیرش هوش مصنوعی است. از شرکت های جهانی و دانشگاه های برتر گرفته تا دولت های ملی و پیشگامان بیوتکنولوژی ، همان الگوهای – و همان موانع جاده ای – پدید آمده است.
بقیه این مقاله قفل شده است.
به کارآفرین بپیوندیدبا امروز برای دسترسی
https://www.entrepreneur.com/science-technology/what-leaders-can-learn-from-the-first-1000-days-of-chatgpt/495388